از ماست که بر ماست

در ابتدای سخن باید گفت که اغراقهای بدون پایه و مقایسات عجیب غریب همیشه مورد اختلاف بوده است. وقتی که یک انسان از اینور بام یا آنور بام می افتد و نه تنها خودش بلکه یک مکتب و نظام را زیر سوال می برد.همانطور که در پستهای پیشین من خوانده اید من احترام خاصی برای دین و اولیای دین دارم ولی بعضی وقتها غلوها آنقدر غلیظ و بی پایه است که موجب افراط و تفریط می شود. اینکه از دوران هخامنشی تا کنون هیچ رهبری بالاتر و دانشمندتر از امام خمینی نبوده است یک کلام کاملاً خلاف فلسفه امام است. ایشان خودشان معتقد بودند که کسی که در شمایل انسانی به روی زمین آمده انسان و ناقص است و مرتکب خطا می شود و مقام خدایی برای امام تراشیدن ضد مذهب و نه با مکتب او و نه با شریعت مطابق است. لذا از هرچه بگذریم سخن دوست خوش‌تر است. بنشینیم به پای درد دل مردم که از زبان هنرمندان متعهد به گوش می رسد. من می گویم متعهد برای اینکه تنها تعهدی که یک هنرمند دارد واقعیت روزمره و مردم است. این یک هنرمند مردمی است و نه هنرمند حکومتی.

Tags: , , ,

Leave a Reply


%d bloggers like this: