جامعه چند صدایی


به نام ایزد منان

۳ سال پیش در همین روز پستی را انتشار دادم مبنی بر اصول اخلاقی و دینی احترام و دفاع از گفتگو و عقاید مختلف. مایلم امروز آن بحث را کاملتر کنم با اضافه کردن ثمرات جامعه چند صدایی و احترام به افراد هر چند که افکار و یا ظاهرشان برخلاف آنچه ما انتظار داریم و یا فکر می کنیم مورد قبول است باشد. وقتی که من از حضرت علی و بستن چشم او روی زنای محسنه گفتم آن را مورد بررسی قرار ندادم و علتش را از نظر خودم بیان نکردم. علت این موضوع را در دیگر رفتارهای آن حضرت می توان جستجو کرد. حضرت علی تمام همتش در دفاع از مظلومان و تجسم خدا در اعمالش بود. به راحتی می توان این حادثه را با جنگ تن به تن با جنگاوری از کفار که بعد از شکستش و قطع پایش توسط حضرت علی تف به صورتش انداخت. حضرت به جای عصبانی شدن و کشتن حریف بعد از سه دور دور میدان کارزار زدن اقدام به قتل حریف کرد وقتی از او دلیل این کار را ‌رسیدند جواب دادند اگر او را در آن زمان می کشتم قتل آن فرد از روی عصبانیت و نه به خاطر خدا بود در حالی که اکنون که اثری از عصبانیت در من نیست قتل در را خداست. البته این به هزار و سیصد و اندی سال پیش برمی گردد حضرت مامور قانون بود و اکنون ما سیستم قضایی و دادگاه داریم و هرگونه امری مانند کشتن آدم‌ها چه در راه خدا و چه غیر در اختیار این دستگاه و مامورین خادم دستگاه های انتظامی است.

منظور در مثل جای مناقشه نیست و هرگونه اجرای حکمی در اختیار افراد تعلیم دیده و مجری قانون است و نه در اختیار عموم. هر کسی که قانون را بخواهد در دستش بگیرد و اجرا کند توسط همان قانون مجازات می شود. به هر حال منظور از اصل قضیه آن هدفی که حضرت داشت و آن دفاع از مظلوم با اختیاراتی که از طرف قانون در اختیارش قرار گرفته بود می باشد.

مایلم به قصه ای از قرآن اشاره کنم که در آن عیسی به دین خویش و موسی به کیش خویش توصیه شده است. حضرت موسی در حین عبور از صحرا دست به امر به معروف و نهی از منکر زد و به چوپانی که خدا را با زبانی عامیانه وصف و با او راز و نیاز می کرد گستاخی کرد. چوپان بعد از گستاخی حضرت گفت که اگر تو نماینده خدایی و رفتارت بدین گونه با مردم است من نه تنها تو بلکه خدا و خدایت را نه قبول دارم و نه راز ونیاز می کنم. وحی و امر الهی به موسی نازل شد که برو و دل آن شبان را به دست آور که ماموریت تو دعوت از عام برای آمدن به سوی من است و نه جداکردن آنها از من.

ما برای وصل کردن آمدیم

نی برای فصل کردن آمدیم

حال ما می توانیم مقایسه ای داشته باشیم با رفتارهای افراطی و ضد اخلاقی و ضد دینی در برابر دیگر اندیشان و دیگرباشان که از ما بروز می دهد. ما هشت سال خون دادیم که از ناموس و خاکمان دفاع کنیم و حال بر اساس نظر شخصی و نه بر اساس قانون که ما مجری آن نیستیم دست به آبروریزی و حتی خون دیگران می آلاییم چرا که به خود این حق را می دهیم که از دین و قانون بالاتر باشیم و احکام دل خودمان را اجرا کنیم.

این هشداری برای همه است که به جای اجرای آنچه فکر می کنیم دینی و شرعی و اخلاقی است عمل کاملاً شرک آمیز و ضد دینی و اخلاقی انجام ندهیم.

هوتن دهبنهء

Tags: ,

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.


%d bloggers like this: