Archive for the ‘جنبش مشروطه مشروعه ایران’ Category

لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران(۲)

September 5, 2020

من در مقاله قبلی به یکی ازچالشهای در مورد مجازات اعدام از لحاظ تعویض قدرت قانونی به افراد در حد توانایی افراد و انتظار به جا از افراد داشتن را کردم.

در این مقاله به موضوع باز پروری و امکان برگرداندن بزهکار به جامعه که از اهداف تعریف شده برای قوه قضاییه در جمهوری اسلامی ایران می باشد می پردازم. باز پروری بزهکار وقتی امکان پذیر است که او وجود فیزیکی داشته باشد و بتواند به زندگی اجتماعی برگردد. وقتی که ماحکم قتل کسی را صادر می نماییم اعدام به صدور حکم قتل عدالت نموده ایم به دلایلی که در ذیل آمده است.

۱. اگر هدف از اعدام تنبه به معنای بازپروری انسان و برگرداندن او به جامعه است اولین مغایرتش عدم توازن قانونی در این حکم است. اگر این مجازات به ازای جان‌های از میان رفته باشد به هیچ وجه دلیل عرفی و شرعی برای از بین رفتن یک جان دیگر حتی جان یک قاتل نمی باشد. چرا که همه می دانند که جانی که از بدن خارج شد نمی توان به بدن برگرداند. در نتیجه با حکم قتل یک قاتل، مقتول(ها) را نمی شود زنده کرد. در صورتی که با بازپروری یک قاتل و بزهکار می توان از او برای جلوگیری بزه مشابه استفاده کرد و با نشان دادن عدل عرفی و شرعی نه تنها یک جان را نجات داد و به جامعه برگرداند بلکه جان‌های زیادی را به تبع آن نجات داد. اینجا لازم به ذکر این مطلب می دانم که من مخالف مجازات و تنبه افراد بزهکارنیستم . ولی تنبه باید هدفمند و موثر باشد نه بر اساس انتقام و احساسات فردی.

۲. چه نتیجه ای از اعدام قاتل برای مقتول و یا خانواده او حاصل می شود. آیا با مجازات اعدام مقتول زنده می شود و آیا هیچ منفعتی برای جامعه و یا خانواده مقتول قابل تصور است جز اینکه از لحاظ احساسی خانواده مقتول و یا بخشی از جامعه با تصور به مجازات رسیدن قاتل ارضا شوند. در صورتی که حق الناس با این مجازات به زیر سوال کشیده می شود چرا که کسی که باعث از بین رفتن جان فرد یا افرادی شده است گرانبهاترین ملک غیر منقول یک نفر یا چند نفر را زائل کرده است و اگر به عنوان مجازات جان او را که ارزشمند ترین دارایی اوست از او‌بگیریم چه قدمی‌ در جهت احیای خسارت وارده در وحله اول انجام داده ایم و آیا جز خراب‌تر کردن اوضاع و رساندن پرونده به نقطه غیرقابل برگشت کاری انجام داده ایم.

۳. آیا با زنده نگه داشتن این فرد و استفاده از او برای جبران خسارت وارده که گرفتن حق حیات و ارزشمند ترین دارایی یک انسان می باشد می توانیم به عدل در مجازات این فرد بزهکار پی ببریم. بله اگر به فرد این فرصت داده شود که به بازپروری و بازسازی خود بپردازد و به جامعه برگردد می توان نه تنها جان یک انسان دیگر (فرد قاتل) را نجات داد بلکه چه بسا جان‌های افراد دیگر را از تباهی و زائل شدن نجات داد.

در مجموع من در این مقاله به تبعات حکم اعدام و نتیجه آن برای خانواده مقتول(ها) پرداختم و سعی کردم به سئوال عدالت در حفظ حق الناس از لحاظ شرعی و عدالت در حکم اعدام از لحاظ عرفی بپردازم.

لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران

September 4, 2020

www.linkedin.com/posts/hootan-dehbonei_لغومجازاتاعدامازقوانینجمهوریاسلامیایران-activity-6707516055939641344-ZTFH

لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران (۱)

August 31, 2020

درمقاله قبلی به لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری ااسلامی ایران پرداخته بودم. مایلم در چند مقاله آینده به این مقوله بپردازم که به نوبه خودم در این مسئله شرکتی داشته باشم.

یکی از دلایلی که اکثر مخالفین از لحاظ عرفی می آورند که من توضیحات شرعی آن را نیز در ذیل می آورم این است که دستگاه قضا همانطور که از اسمش معلوم است برای ایجاد عدالت به معنای تنبه برای آموزش و برگرداندن بزهکار به آغوش جامعه و رفع مشکلات و معضلات جامعه به وجود آمده است و نه بر اساس مجازات به معنای گرفتن انتقام و مقابله به مثل ایجاد شده است.

اعدام مغایر با این اصول مجازاتی است که برای یکبار و غیر قابل برگشت است. اینجا چند نکته موجود است که در هر مقاله یک به یک به آن می پردازم.

اعدام برای مجازات یک مجرم به قاضی این وظیفه خطیر را می دهد که با دانستن این که بسیاری از مجهولات در مورد یک بزه هیچ گاه روشن نمی شود یعنی دانش دنیوی که بر اساس فطرت این دنیا ناقص است و با دانش به اینکه حکم محکومیتی که صادر شد جای هیچگونه برگشت و جبرانی را ندارد و کسی که از دنیا رفت را نمی شود به این دنیا آورد این حکم را به امضا در آورد. بدین معنی وقتی که قاضی حکم اعدام کسی را صادر می کند یک چک سفید امضا را صادر می کند که در هر زمانی وجدانش و دستگاه قضا می تواند آن را به اجرا بگذارد . این مسیولیتی است که فردی که با شمایل انسانی در این دنیا آمده نمی تواند عهده دار شود. چرا که از لحاظ قانونی افراد در حد توان خود اختیارعمل دارند. و این اصل بین المللی قضاوت زیر پا گزاشته می شود که دستگاهی که باید عدالت را اجرا کند به قاضی خود اختیارات فرا قانونی و مغایر با عرف و شرع می دهد.

این بدین معناست که اختیارات قانونی معوضه به افراد باید با توانایی قانونی فرد مطابقت داشته باشد.

ما همه با هم هستیم

August 13, 2020

music.youtube.com/watch

با عرض تشکر از آقای روزبه بمانی و به وجود آورندگان این اثر م‌وسیقی

به نام ایزد منان

من امروز طبق معمول به موسیقی گوش می کردم که به این آهنگ رسید. به خودم گفتم ما تا چه حد با مردم خودمان آشنا هستیم. کسانی که دم از آزادی و آزادگی می زنند آیا اینبار به شناخت کافی از مردم خودشان رسیده اند؟

جواب خود را در فراز بعدی می آورم. ما همه با هم هستیم چه کسانی که فکر می کنند تافته جدا بافته اند و چه کسانی که شبها جلوی خانواده شرمسارند که توانایی آوردن یک لغمه نان حلال برای عزیزانشان را ندارند. چه کسانی که در یک شب مهمانی به اندازه غذای چند ده خانواده خرج می کنند و چه کسانی که اعضای بدن خود را می فروشند تا فقط برای یک دفعه هم شده جلوی خانواده سربلند شوند.

همگی در یک قایقیم و در یک دریای پهناور دستخوش طوفان. سوال این است که آیا ما به این بلوغ فکری رسیده ایم که راهی جز اتحاد و غلبه بر در دریای بیکران و خشمگین نداریم یا به راه خودمان می رویم و با‌ دستان خود قایق را سوراخ کرده و غرق نه تنها در دریای طوفانز‌ده می شویم بلکه در توهمات روشنفکرانه و جان سالم از این مهلکه بیرون نمی بریم.

دوستان هم میهن ایرانیم و مردم عزیز و با فهم و شعور در اکناف گیتی این موسیقی وصف کسانی است که به انتها رسیده اند و مانند تسخیر شده ها و مسحور شده ها جایی برای خودشان در جامعه نمی بینند.

در این ایام که ویروس کرونا همه را به هم نزدیک کرده ویک همدردی مشترک برای درد مشترک به وجود آمده از احسان و کمک به همنوع خود اجتناب نورزید و تا می توانید. دست نیازمندان را بگیرید. چه بسا خودتان به روز نیازمندی منتظر دستگیری دیگران شوید.

تو نیکی کن و در دجله انداز

که ایزد در بیابانت دهد باز

ارادتمند،

هوتن دهبنهآ

برجام و داستان قدیمی تئوری توطئه

August 7, 2020

به نام خدا
من در هفت سال پیش این مقاله را نوشتم . به عقیده من امروز هم این مقاله می تواند مورد استفاده قرار گیرد. لابد می پرسید که در آن زمان برجام چه نفعی برای مملکت داشت که ما بخواهیم وارد مذاکرات دیگری بشویم. اول از همه برای رفتن پیش قاضی طرفین دعوا باید به آن محکمه بروند. اگر برجام هیچ نفعی نداشت حداقل منفعتش دوری از رویایرویی نظامی در منطقه و ایجاد یک درگیری نیابت از سوی قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای که بالقوه توانایی تبدیل به جنگ جهانی سوم را داشت می باشد.
اگر سیاست منطقه ای و جهانی شما با سیاست و جهت گیری دستگاه وزارت خارجه اتان همسو نباشد کوچکترین شانسی برای موفقیت در دنیای امروز ندارید. موفقیت بزرگ برجام همسو کردن این دو جهت گیری بود. به همین دلیل هم حریفان سیاسی به تخریب این روابط کوشا بودند.
ما بعد از انقلاب سیاست یکپارچه و کلی در مسایلی مانند منافع ملی نداشتیم. بحث جدایی سیاست از دین به همین منظور پیش می آید که یا شما باید بر اساس منافع ملی حرکت کنید و یا بر اساس مصالح ایدئولوژیک.
شعار غلط و بسیار منحرف کننده و خطرناک که امام می داد که اقتصاد مال خر است نمونه ای از این گونه تضادها می باشد. من امام را به عنوان یک رهبر و انسان قبول دارم. همانطور که در مکتب او هیچ کس کامل و ایده آل نبود و بشر را جایز الخطا می داست. من این شعار امام را یکی از خطاهای او می دانم.
وقتی که تفاوت این دو روش مخصوصاً در زمانی که با هم تداخل می کنند روشن نباشند همین مسئله پیش می آید که ما شاهدش هستیم. یعنی به هرز رفتن نیرو و صرف هزینه هنگفت برای یک معاهده بسیار موفق.
چه چیزی باعث به وجود آمدن شکست برجام شد. ما تجربه شکست قراردادی شبیه آن را هم در سال ۲۰۰۳ داشتیم که در آن همان سیاست چند دهه اخیر مانع از دست یابی به صلح پایدار از بین رفتن یک فرصت بین المللی شد. در آن زمان اروپایی‌ها خاطی بودند و از قرارداد خارج شدند و در این زمان آمریکایی‌ها. و در طول تاریخ همه مصیبتهای ما از انگلیسی‌ها است و سایر توجیهات که به پشیزی نمی ارزد.
ما باید تکلیف را روشن کنیم که آیا ما می خواهیم هزینه یک سری سیاست اشتباه خودمان را بدهیم یا با قبول سهم خود در شکست به یک بلوغ فکری برسیم که باعث پیروزی مداوم توانمندی دائمی ما می شود. شما برای به دست آوردن هر چیزی باید هزینه ای پرداخت کنید. بدون رنج گنج میسر نمی شود. بنابر این باید بدانیم که بدون اینکه تصور روشنی از هدف نهایی و صورت مسئله داشته باشیم نمی توانیم که به نتیجه مطلوبی برسیم. دلیل موفقیت سیاست انگلیس در طول قرنها تداوم و تکامل آن در قرون متمادی است. شما بعد از حدوداً چهار دهه که تاریخ مصرف حکومت در ایران است می خواهید که حکومت را تغییر بنیادین بدهید. تا حکومتی می آید که نزج اجتماعی بدهد و یک دستگاه سیاسی ایجاد کند باید عوض شود چرا که تداوم یک حکومت باعث ایجاد یک امنیت که لازمه پیشرفت می باشد می شود.
و شما با این تصور باطل که اینها که بروند یک حکومت بهتر ایجاد می شود تمامی منابع جامعه را از بین می برید. بله از ماست که بر ماست. ما اگر خودمان به خودمان رحم نکنیم و منافع خودمان را پاسداری نکنیم هیچ ناجی خارجی نمی آید تا تنبان ما را بالا بکشد.
قرنها به دنبال یک توهم جامعه ایده آل تمامی فرصتهایمان را سوزاندیم در صورتی که در واقعیت هیچ حکومتی ایده آل نیست و حکومتهادرا باید مجبور به اصلاحات کرد. بنابراین اگر ما در سیاستهای خود شکست خورده ایم باید آن را در جهانبینی و نگاه خود به دنیا جستجو کنیم نه در طمع و آز بیگانه.
با عذر از استفاده از این مثل و گرنه تا قیامت خر همان خر است و پالانش فقط عوض می شود.
ما جنگجویان خوبی هستیم ولی باید یاد بگیریم که قهرمانان صلح نیز باشیم و در پناه صلح منطقه ای و جهانی به پیشرفت درازمدت و پایدار برسیم.
ارادتمند،
هوتن دهبنهء

In the Name of God
I would like to draw your attention to history of our religion. Imam Ali and our great prophet are the first people who consider the rule of law and teaching of God in their life. They consider themselves equal with any people in the street. Exactly they are people who lead by setting high bars and best examples. This means any person who would like to follow their custom is equal with any people in the street in front of law. Therefore king and burglar are equal in front of law.
I would like to explain another story of considering the long term benefit of nation by signing the peace deal in the Ohod fight through our great prophet. There are several instances in that our prophet chooses peace instead of confrontation. Any Moslems knows that Imam Ali the righteous was 99% forgiveness and 1% fight.
Hence any leader can choose peace instead of war. Our nation does not scare to fight but we are always a peaceful nation and our symbols are peaceful. Selection between destruction of a regional war and peace is a logical choice base on our law, teaching of God and our custom. This is true that there were a scenically relationship between Iran and west however it does not mean that this relationship should last forever.
In our era everything is interconnected and nations have connection with each other. If our world is dependent on usage of electricity nobody say we use American electricity. Everybody respect Edison for his courage and service to humanity. But using this discovery is a necessity not a luxury.
If anybody abuses one side of the relationship this would show the weak point of that side. You could not shift your responsibility toward your nation and country to other side of this equation. May God bless Iran with peace love and harmony.
Hootan Dehbonei

لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران

July 16, 2020

با احترام خدمت دولت و مردم ایران

جناب آیت الله العظمی خامنه ای

خواهشمندم با نشان دادن عدل دینی و بر حسب صلاح مملکت ونظام با دستور حکومتی و اعمال نفوذ ااز اجرای اعدام سه جوان مذکور به طور اخص و به طور عام مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران که عمده مردم خواهان آنند جلوگیری نمایید.

اینجانب تذکری را لازم است بدهم در مورد حذف مجازات اعدام در قوانین ایران. برحسب اطلاعات من در مورد این مبحث کارهای کارشناسی در قوه قضاییه و مجلس صورت گرفته و تغییر مجازات اعدام به انواع جزاهای دیگر مطلبی نو نیست. لطفاً از موقعیت پیش آمده استفاده نموده و با حذف مجازات اعدام که باعث اغتشاشات و زخمی شدن مردم می شود بزرگی و عطوفت دینی را در عمل به اثبات رسانید.

با توجه به پیشینه این موضوع و حساسیت موضوع و نتایج وخیمی که این نوع اعدام‌ها در وضعیت امنیتی و آرامش جامعه دارند خواهان لغو مجازات اعدام نه تنها در موارد خاص بلکه به طور عام می باشم.

ارادتمند،

هوتن دهبنهء

توانا بود هر که دانا بود. دل پیر ز دانش برنا بود

June 18, 2020

t.me/persianpoemworkshop/1902

شاهنامه هویت ملی و نماد زبان پارسی

با عرض پوزش از ملت برادر افغان

June 7, 2020

به نام خدا

بدین وسیله از مسیولان محترم جمهوری اسلامی ایران خواستار پی گیری جنایتی که نام ایران وایرانی را لکه دار کرده است می باشم. امید است که با فرهنگسازی و مجازات مقصرین به موازات همدیگر شاهد چنین اتفاقاتی در آینده نباشیم.

من به عنوان یک ایرانی شرمنده ام و سوگوار در غم عزیزانی که با شعله های جهالت و بندگی پر پر شدند می باشم. این امر مایه شرمساری است که در کشور من به نام ملیت چنین جنایت هولناکی رخ دهد. من به عنوان یک ایرانی شرمنده برادران و خواهران افغانی هستم. برای دوستانی که نمی دانند افغانستان بخشی از ایران در قدیم بوده و زادگاه و خواستگاه بزرگ‌ترین شاعران این مرز و بوم به مانند مولانا بلخی رومی و غیره می باشد. ملت برادر و بزرگوار افغانستان در حفظ آداب و سنن ایرانی از ما ایرانیان ایرانی تر هستند. این ملت شریف به زبان پارسی و با گویش دری و هزارگی و سایر گویشها صحبت می نمایند و اگر با آنها ‌محشور شوی متوجه شباهتهای فراوان فرهنگی و ملی بینمان می شوی.

این ملت شریف بلای خانمان سوز جنگ داخلی به خیمه اشان افتاده و به ما پناهنده شده اند. خدا را خوش نمی آید که به مهمان که از روی بی پناهی به ما امان آورده است چنین رفتار شرم آفرینی را انجام دهیم. پس کو آن عیاری و پهلوانی ایرانی که موی سبیلی امان یک عمر خانواده ای بود.

این رفتار شرم آور به نام هرچه رخ داده شود هیچگونه عذر و دلیلی ندارد. به زمان قدرت دست توانمندان را گرفتن رسم‌ مردانگی و پهلوانی است و آزردن بی پناهان در حد و حدود ملت ایران و کسانی که خود را ایرانی می دانند نیست.

امروز پستی را می خواندم که عرق شرم بر تنم نشست و در آن دادخواست مظلومانه ملت ‌افغان از کسانی بود که باعث این جنایت بوده اند. شرم بر ما باد که غیرت و شرفمان تا این حد تنزل پیدا کرده که برادر زار و نیازمندمان را به اینگونه رفتار می نماییم.

امید است که با اقدامات مسیولین ذیربط از شرمندگی ما تا حدی کاسته شود و درست است که روغن ریخته را نمی شود جمع‌کرد‌ و آب رفته به جوی باز نمی گردد ولی از تکرار حوادث مشابه در آینده جلوگیری شود.

ارادتمند،

هوتن دهبنهء

چرا شایسته سالاری

June 4, 2020

من در مقاله قبلی به مقوله شایسته سالاری پرداختم. و اما چرا گزینه شایسته سالاری یکی از بهترین گزینه ها برای جامعه متعالی و رو به رشد است. وقتی که هرکس به تناسب منفعتی که به جامعه می رساند از جامعه منتفع شود این به عنوان بهترین انگیزه برای بهتر شدن و تعالی جامعه می باشد. چرا که افراد به یک میزان و با یک معیار سنجیده می شوند. و ملاک اگر بر بهره وری و منفعتی که به جامعه می رسند باشد این معیار به اندازه کافی قابل انعطاف می باشد که چتر بزرگی را برای میزان و سنجش سهم افراد از منابع را داشته باشد.

به نظر من این راه حل حلقه گم شده میان سوسیالیسم و کاپیتالیسم می باشد که می تواند منجر به ایجاد یک تئوری جدید شود. این بدین معناست که ارزش‌های یک گروه و در این مورد خاص اجتماع با هویت شخصی و فردیت تک تک افراد جامعه در ارتباط قرار می گیرد. بدین معنا که هر کدام از ارزش‌های اصولی و بنیادین جامعه بشری که تاکنون تعریف شده اند به نحوی منطقی با یکدیگر تعریف می شوند و نه جداگانه. و به عبارت دیگر از خوبی‌های هر دو تئوری برخوردار شویم و از نقاط ضعف آنها دوری جوییم.

این به شرطی است که بهره وری در معنای واقعی و به قول بازار ارزش روز سنجیده شود. این امر مانع از اختلافات قومی و جنسی و مذهبی و توانایی جسمی و روحی و غیره می شود. چرا که معیار براساس هیچ گونه سنجش تبعیض برانگیزی بنا ندارد و پایه اش بر اساس منفعت جمعی و نه یک گروه و یا فرد خاص می باشد. در ضمن بهره وری افراد را می توان بر اساس گروهی که به آن تعلق دارند و شرایطی که آن گروه دارد تعیین کرد و نه بر اساس معیار های کلی و بدون دقت. این به این معناست که تعریف بهره وری بسیار جزیی و دقیق است و به صورت قابل انطباق با شرایط هر فرد و گروهی که آن فرد به آن تعلق دارد می باشد.

وقتی که بهره وری به صورت جزیی تعریف شود دیگر هیچ گروهی بر گروه دیگر برتری ندارد چون همگی به میزان توانایی اشان در سازندگی و پویایی جامعه شریک می باشند و یک معیار سنجش نسبی به عنوان اصل شناخته می شود و نه یک معیار مطلق. چرا که هرگاه معیار مطلق بنای کار شود جای تعابیر خاص از آن هم باز می شود و پای تبعیض و فرق و اختلافات باز می شود. در صورتی که اگر میزان سنجش یک اصل نسبی و نه مطلق باشد قابل تسری به تمام امور است و در ضمن دست قانونگذار باز است که با توجه به شرایط زمان و دیگر متغیرها به همراه توانایی‌های حرفه ای خود قوانین را بگزارند و اجرای این قوانین نیز راحت تر است چرا که قوانین براساس واقعیات و نه ایده آلها و شرایط خاص در نظر گرفته شده و چون قانون سیال است و بر اساس متغیرها شکل گرفته شده است توانای پوشش نیازهای گروه بیشتری را دارد.

می‌توان بهره وری را بدون در نظر گرفتن تبعیض‌ها تعریف کرد که شامل تعریف گروهی برای هر گروه خاص و نه یک تعریف کلی برای تمامی گروهها کرد. چرا که گروهها شرایط خاص خودشان را دارند و لزوماً بهره وری یک گروه در آن گروه خاص معنا می پذیرد. چرا که برای سنجش درست شما سیب را با سیب و پرتغال را با پرتغال مقایسه می کنید و سنجش سیب و پرتغال امری عبث و خلط مبحث است. این امر می تواند از بعضاً ناآگاهی و‌ یا تمایل به سواستفاده از مفاهیم باشد.

این به این معنا نیست که جامعه گروه بندی و طبقه بندی شود و افراد حق رفتن به گروه‌های عالی تر و مقامات بالاتر را ندارند. و افراد در هر گروهی که به دنیا آمدند در همان گروه نیز از دنیا خواهند رفت. بلکه به این معناست که هویت فردی و جمعی شخص در رابطه ای مستقیم با منفعت آن شخص از منابع اجتماع دارد و به میزان بهره وری و میزان انتفاعی که به جامعه می رساند می باشد. بر اساس این تعریف افراد توانایی تغییر در وضعیت شخصی خودشان را بر اساس تاثیرات مثبتی که در جامعه می گزارند را دارند. و آنها بر اساس لیاقت فردی و نه بر اساس حق خدادادی که با آن به دنیا می آیند سنجیده می شوند.

من صراحتاً اعلام می دارم که موافق هیچ گونه حقی که براساس تولد باشد نیستم و ارزش افراد را به لیاقت فردی و اکتسابی و انتخابی و نه براساس انتسابی و ژنتیکی می دانم. چه بسا افرادی که با سو استفاده از مقام و موقعیت خود شایستگیهایشان را زیر سوال می برند و چه افرادی که در کوره امتحان لیاقت و شایستگی خود را ثابت کرده و به مانند گلهای زیبا از میان گنداب و مرداب شکوفا می شوند.

سگ اصحاب کهف با مردم بنشست و مردم شد

پسر نوح با بدان بنشست و‌خاندان از کفش برون شد

ارادتمند،

هوتن دهبنهء

با احترام به حق همزیستی

June 2, 2020

از لابلای صحبتهای من حتماً متوجه شده اید که من احترام خاصی برای امام و انقلاب داشته و دارم و خواهم داشت. ولی بد نیست که به حرفهای علیحضرت رضا پهلوی هم گوش بدهیم و قضاوت با شماست. من به صراحت عرض می کنم که انقلاب را ناشی از میل به تغییرات و تحولات اساسی در روابط اجتماعی می دانم.

ولی به نظر من این تحولات وقتی بنیادی است که توامان با گفتگو و اصلاحات آرام باشد و نه با خونریزی و تخریب. چرا که از خونریزی جویهای خون و از تخریب چرخه کین و خونخواهی به وجود می آید. فلذا باید دانست که هر گونه تغییری وقتی دایمی و پابرجاست که اصولی که برای آن خواستار تغییر نظام و حرکت به سوی آن هستیم اول از همه خودمان به آن پایبند باشیم و تحت هیچ شرایطی از آن تخطی ننماییم.

سوال است که در طول تاریخ حرکات اجتماعی فراوانی برای تغییر به وجود آمده است ولی خر همان خر است و فقط پالانش عوض شده. دلیلش این است که در طول زمان مظلوم که بر علیه ظالم قیام کرده خودش به ظالم تبدیل شده و نیاز بوده که مظلومین دیگر او را از تخت قدرت به پایین بکشند. چرا که واعظ غیر متعظ مانند کار بدون ثمر و یا درخت بدون بار و میوه می باشد. چرا که افراد بعد از رسیدن به قدرت از شرایط بازی که آنها را به قدرت رسانده عدول کرده و به بازی با شرایط قدیم ادامه می‌دهند .

اگر ما به اصل سازندگی و عدم خونریزی و برابری نه به معنای وارداتی آن که همه از هر نوع نعمتی باید برخوردار باشند بدون اینکه زحمتی بکشند، و یک عده کارکنند تا عده دیگر را روزی دهند. ما باید به شایسته سالاری و ارزش به افرادی که ارزش افزوده ای را برای جامعه می آورند به نسبت تلاششان داشته باشیم. این بدین معناست که همه اقشار جامعه حق داشتن و براوردن نیاز اولیه خود را باید داشته باشند و یک رفاه اولیه باید در جامعه فراهم شود.

ولی این به معنی ایستایی و سکون جامعه در این نقطه نیست بلکه به معنی شروع اصلی نقطه بالیدن و پرورش جامعه است که بعد از رسیدن به این نقطه هر کسی باید بر اساس شایستگی اش از نعمات و منابع جامعه بهره مند شود. یعنی حق همزیستی و و احترام به هم باید در یک جامعه به عنوان اصل اساسی پذیرفته شود ولی افراد باید به نسبت بهره وری و ارزش افزوده ای که ایجاد می کنند از منابع سهم ومنفعت ببرند.

متاسفانه ما شاهد افراط و تفریط‌هایی در این زمینه د ر جامعه بشری بوده ایم. چرا که همانگونه که همه افراد جامعه باید در پویندگی و بالندگی آن سهیم باشند همانطور هم افراد نباید تصور کنند که جامعه به دیگران و یا به آنها حق سواستفاده از زحماتشان را می‌دهد. این بدین معناست که اگر که شما بنا بر اصل حقوق بنیادین بشر از حقوق اولیه بشری بر خوردار شوید داستان به همین جا ختم نمی شود و جامعه باید بسترهایی را فراهم کند که همه اقشار جامعه علیرغم رنگ جنس و قومیت و شرایط جسمانی و روحی حق شرکت در پویایی و بالندگی جامعه را داشته باشند و به نسبت مشارکتی که در این امر دارند از منابع سهمی برایشان در نظر گرفته شود.

دریک جامعه شایسته سالار هیچ فردی فراموش و عقب نگه داشته نمی شوند و در ضمن به هیچ فردی اجازه تخطئه و تجاوز به حریم دیگران داده نمی شود. به عبارت دیگر هرکس در جای خودش قرار می گیرد و هیچ کس جای دیگری را اشغال نمی کند.

به امید روزی که با شایسته سالاری و با احترام به حقوق بنیادین بشری جامعه ای در خور زیستن برای خودمان و همه اقشار دیگر اجتماع بنیان نهیم.

با احترام،

هوتن دهبنهء