لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران

July 16, 2020

با احترام خدمت دولت و مردم ایران

جناب آیت الله العظمی خامنه ای

خواهشمندم با نشان دادن عدل دینی و بر حسب صلاح مملکت ونظام با دستور حکومتی و اعمال نفوذ ااز اجرای اعدام سه جوان مذکور به طور اخص و به طور عام مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران که عمده مردم خواهان آنند جلوگیری نمایید.

اینجانب تذکری را لازم است بدهم در مورد حذف مجازات اعدام در قوانین ایران. برحسب اطلاعات من در مورد این مبحث کارهای کارشناسی در قوه قضاییه و مجلس صورت گرفته و تغییر مجازات اعدام به انواع جزاهای دیگر مطلبی نو نیست. لطفاً از موقعیت پیش آمده استفاده نموده و با حذف مجازات اعدام که باعث اغتشاشات و زخمی شدن مردم می شود بزرگی و عطوفت دینی را در عمل به اثبات رسانید.

با توجه به پیشینه این موضوع و حساسیت موضوع و نتایج وخیمی که این نوع اعدام‌ها در وضعیت امنیتی و آرامش جامعه دارند خواهان لغو مجازات اعدام نه تنها در موارد خاص بلکه به طور عام می باشم.

ارادتمند،

هوتن دهبنهء

رویای کدام محمد؟ نقد و بررسی کتاب کلام محمد (ص)، رویای محمد

July 8, 2020

چرا قرآن این مقدس ترین کتاب مسلمین، با مفاهیم ابتدایی عقلانیت مدرن در تعارض است؟ آیاتی در قرآن هست که با بدیهیات علمی امروز بشر همخوانی ندارد. مثل …

رویای کدام محمد؟ نقد و بررسی کتاب کلام محمد (ص)، رویای محمد

مقاله بالا نمونه ای از مقالات در مورد موضوعات جنجالی است. همانگونه که قبلاً عرض کرده بودم داشتن جهان بینی رنگی و نه سیاه و سفید باعث گستردگی قدرت عمل و بالندگی زندگی شما می شود. من پستی چند وقت پیش در مورد لزوم تساهل و‌تسامح و شنیدن نظرات متفاوت و نه چندان موافق و محترمانه نوشته بودم و شما را به آن رجوع می‌دهند.

بدینوسیله از جناب سروش و احیاناً عزیزان دیگری که به این مقوله علاقه مندند و یا نظری دارند که مایلند بیان بفرمایند با عرض ادب و خواهش رعایت کردن اصول انسانی دعوت می نمایم که با نظرات خود مرا و نویسنده محترم این مقاله را مشعوف بفرمایید. همانطوریکه مایلید شنیده شوید به دیگران نیز اجازه شنیده شدن بدهید.

مقاله بالا در نقطه مقابل مقاله و یا ویدیویی که من درباره آن نوشته بودم می باشد. لطفاً بدون پیش داوری و با حوصله این دو‌مقاله را بخوانید و ببینید و لحظه ای تفکر کنید. آیا این زیبا نیست که افراد و جناههای متفاوت قدرت بیان عقایدشان را بدون ترس از سانسور و پیش داوری بقیه داشته باشند. جهانی که در آن ما همدیگر را کامل کنیم و نه حذف و آن وقت است که شما موفق شده اید که طرز نگاه خود را عوض کنید و به دنیای واقعی رنگین که مملو از زیباییهاست وارد می شوید.

توانا بود هر که دانا بود. دل پیر ز دانش برنا بود

June 18, 2020

t.me/persianpoemworkshop/1902

شاهنامه هویت ملی و نماد زبان پارسی

June 7, 2020

www.facebook.com/68793499001/posts/10158360838974002/

June 7, 2020

www.facebook.com/486290621414640/posts/3194356100608065/

با عرض پوزش از ملت برادر افغان

June 7, 2020

به نام خدا

بدین وسیله از مسیولان محترم جمهوری اسلامی ایران خواستار پی گیری جنایتی که نام ایران وایرانی را لکه دار کرده است می باشم. امید است که با فرهنگسازی و مجازات مقصرین به موازات همدیگر شاهد چنین اتفاقاتی در آینده نباشیم.

من به عنوان یک ایرانی شرمنده ام و سوگوار در غم عزیزانی که با شعله های جهالت و بندگی پر پر شدند می باشم. این امر مایه شرمساری است که در کشور من به نام ملیت چنین جنایت هولناکی رخ دهد. من به عنوان یک ایرانی شرمنده برادران و خواهران افغانی هستم. برای دوستانی که نمی دانند افغانستان بخشی از ایران در قدیم بوده و زادگاه و خواستگاه بزرگ‌ترین شاعران این مرز و بوم به مانند مولانا بلخی رومی و غیره می باشد. ملت برادر و بزرگوار افغانستان در حفظ آداب و سنن ایرانی از ما ایرانیان ایرانی تر هستند. این ملت شریف به زبان پارسی و با گویش دری و هزارگی و سایر گویشها صحبت می نمایند و اگر با آنها ‌محشور شوی متوجه شباهتهای فراوان فرهنگی و ملی بینمان می شوی.

این ملت شریف بلای خانمان سوز جنگ داخلی به خیمه اشان افتاده و به ما پناهنده شده اند. خدا را خوش نمی آید که به مهمان که از روی بی پناهی به ما امان آورده است چنین رفتار شرم آفرینی را انجام دهیم. پس کو آن عیاری و پهلوانی ایرانی که موی سبیلی امان یک عمر خانواده ای بود.

این رفتار شرم آور به نام هرچه رخ داده شود هیچگونه عذر و دلیلی ندارد. به زمان قدرت دست توانمندان را گرفتن رسم‌ مردانگی و پهلوانی است و آزردن بی پناهان در حد و حدود ملت ایران و کسانی که خود را ایرانی می دانند نیست.

امروز پستی را می خواندم که عرق شرم بر تنم نشست و در آن دادخواست مظلومانه ملت ‌افغان از کسانی بود که باعث این جنایت بوده اند. شرم بر ما باد که غیرت و شرفمان تا این حد تنزل پیدا کرده که برادر زار و نیازمندمان را به اینگونه رفتار می نماییم.

امید است که با اقدامات مسیولین ذیربط از شرمندگی ما تا حدی کاسته شود و درست است که روغن ریخته را نمی شود جمع‌کرد‌ و آب رفته به جوی باز نمی گردد ولی از تکرار حوادث مشابه در آینده جلوگیری شود.

ارادتمند،

هوتن دهبنهء

June 6, 2020

www.facebook.com/WHO/videos/608843246651777/

چرا شایسته سالاری

June 4, 2020

من در مقاله قبلی به مقوله شایسته سالاری پرداختم. و اما چرا گزینه شایسته سالاری یکی از بهترین گزینه ها برای جامعه متعالی و رو به رشد است. وقتی که هرکس به تناسب منفعتی که به جامعه می رساند از جامعه منتفع شود این به عنوان بهترین انگیزه برای بهتر شدن و تعالی جامعه می باشد. چرا که افراد به یک میزان و با یک معیار سنجیده می شوند. و ملاک اگر بر بهره وری و منفعتی که به جامعه می رسند باشد این معیار به اندازه کافی قابل انعطاف می باشد که چتر بزرگی را برای میزان و سنجش سهم افراد از منابع را داشته باشد.

به نظر من این راه حل حلقه گم شده میان سوسیالیسم و کاپیتالیسم می باشد که می تواند منجر به ایجاد یک تئوری جدید شود. این بدین معناست که ارزش‌های یک گروه و در این مورد خاص اجتماع با هویت شخصی و فردیت تک تک افراد جامعه در ارتباط قرار می گیرد. بدین معنا که هر کدام از ارزش‌های اصولی و بنیادین جامعه بشری که تاکنون تعریف شده اند به نحوی منطقی با یکدیگر تعریف می شوند و نه جداگانه. و به عبارت دیگر از خوبی‌های هر دو تئوری برخوردار شویم و از نقاط ضعف آنها دوری جوییم.

این به شرطی است که بهره وری در معنای واقعی و به قول بازار ارزش روز سنجیده شود. این امر مانع از اختلافات قومی و جنسی و مذهبی و توانایی جسمی و روحی و غیره می شود. چرا که معیار براساس هیچ گونه سنجش تبعیض برانگیزی بنا ندارد و پایه اش بر اساس منفعت جمعی و نه یک گروه و یا فرد خاص می باشد. در ضمن بهره وری افراد را می توان بر اساس گروهی که به آن تعلق دارند و شرایطی که آن گروه دارد تعیین کرد و نه بر اساس معیار های کلی و بدون دقت. این به این معناست که تعریف بهره وری بسیار جزیی و دقیق است و به صورت قابل انطباق با شرایط هر فرد و گروهی که آن فرد به آن تعلق دارد می باشد.

وقتی که بهره وری به صورت جزیی تعریف شود دیگر هیچ گروهی بر گروه دیگر برتری ندارد چون همگی به میزان توانایی اشان در سازندگی و پویایی جامعه شریک می باشند و یک معیار سنجش نسبی به عنوان اصل شناخته می شود و نه یک معیار مطلق. چرا که هرگاه معیار مطلق بنای کار شود جای تعابیر خاص از آن هم باز می شود و پای تبعیض و فرق و اختلافات باز می شود. در صورتی که اگر میزان سنجش یک اصل نسبی و نه مطلق باشد قابل تسری به تمام امور است و در ضمن دست قانونگذار باز است که با توجه به شرایط زمان و دیگر متغیرها به همراه توانایی‌های حرفه ای خود قوانین را بگزارند و اجرای این قوانین نیز راحت تر است چرا که قوانین براساس واقعیات و نه ایده آلها و شرایط خاص در نظر گرفته شده و چون قانون سیال است و بر اساس متغیرها شکل گرفته شده است توانای پوشش نیازهای گروه بیشتری را دارد.

می‌توان بهره وری را بدون در نظر گرفتن تبعیض‌ها تعریف کرد که شامل تعریف گروهی برای هر گروه خاص و نه یک تعریف کلی برای تمامی گروهها کرد. چرا که گروهها شرایط خاص خودشان را دارند و لزوماً بهره وری یک گروه در آن گروه خاص معنا می پذیرد. چرا که برای سنجش درست شما سیب را با سیب و پرتغال را با پرتغال مقایسه می کنید و سنجش سیب و پرتغال امری عبث و خلط مبحث است. این امر می تواند از بعضاً ناآگاهی و‌ یا تمایل به سواستفاده از مفاهیم باشد.

این به این معنا نیست که جامعه گروه بندی و طبقه بندی شود و افراد حق رفتن به گروه‌های عالی تر و مقامات بالاتر را ندارند. و افراد در هر گروهی که به دنیا آمدند در همان گروه نیز از دنیا خواهند رفت. بلکه به این معناست که هویت فردی و جمعی شخص در رابطه ای مستقیم با منفعت آن شخص از منابع اجتماع دارد و به میزان بهره وری و میزان انتفاعی که به جامعه می رساند می باشد. بر اساس این تعریف افراد توانایی تغییر در وضعیت شخصی خودشان را بر اساس تاثیرات مثبتی که در جامعه می گزارند را دارند. و آنها بر اساس لیاقت فردی و نه بر اساس حق خدادادی که با آن به دنیا می آیند سنجیده می شوند.

من صراحتاً اعلام می دارم که موافق هیچ گونه حقی که براساس تولد باشد نیستم و ارزش افراد را به لیاقت فردی و اکتسابی و انتخابی و نه براساس انتسابی و ژنتیکی می دانم. چه بسا افرادی که با سو استفاده از مقام و موقعیت خود شایستگیهایشان را زیر سوال می برند و چه افرادی که در کوره امتحان لیاقت و شایستگی خود را ثابت کرده و به مانند گلهای زیبا از میان گنداب و مرداب شکوفا می شوند.

سگ اصحاب کهف با مردم بنشست و مردم شد

پسر نوح با بدان بنشست و‌خاندان از کفش برون شد

ارادتمند،

هوتن دهبنهء

June 3, 2020

www.facebook.com/WHO/videos/2907059912746030/

با احترام به حق همزیستی

June 2, 2020

از لابلای صحبتهای من حتماً متوجه شده اید که من احترام خاصی برای امام و انقلاب داشته و دارم و خواهم داشت. ولی بد نیست که به حرفهای علیحضرت رضا پهلوی هم گوش بدهیم و قضاوت با شماست. من به صراحت عرض می کنم که انقلاب را ناشی از میل به تغییرات و تحولات اساسی در روابط اجتماعی می دانم.

ولی به نظر من این تحولات وقتی بنیادی است که توامان با گفتگو و اصلاحات آرام باشد و نه با خونریزی و تخریب. چرا که از خونریزی جویهای خون و از تخریب چرخه کین و خونخواهی به وجود می آید. فلذا باید دانست که هر گونه تغییری وقتی دایمی و پابرجاست که اصولی که برای آن خواستار تغییر نظام و حرکت به سوی آن هستیم اول از همه خودمان به آن پایبند باشیم و تحت هیچ شرایطی از آن تخطی ننماییم.

سوال است که در طول تاریخ حرکات اجتماعی فراوانی برای تغییر به وجود آمده است ولی خر همان خر است و فقط پالانش عوض شده. دلیلش این است که در طول زمان مظلوم که بر علیه ظالم قیام کرده خودش به ظالم تبدیل شده و نیاز بوده که مظلومین دیگر او را از تخت قدرت به پایین بکشند. چرا که واعظ غیر متعظ مانند کار بدون ثمر و یا درخت بدون بار و میوه می باشد. چرا که افراد بعد از رسیدن به قدرت از شرایط بازی که آنها را به قدرت رسانده عدول کرده و به بازی با شرایط قدیم ادامه می‌دهند .

اگر ما به اصل سازندگی و عدم خونریزی و برابری نه به معنای وارداتی آن که همه از هر نوع نعمتی باید برخوردار باشند بدون اینکه زحمتی بکشند، و یک عده کارکنند تا عده دیگر را روزی دهند. ما باید به شایسته سالاری و ارزش به افرادی که ارزش افزوده ای را برای جامعه می آورند به نسبت تلاششان داشته باشیم. این بدین معناست که همه اقشار جامعه حق داشتن و براوردن نیاز اولیه خود را باید داشته باشند و یک رفاه اولیه باید در جامعه فراهم شود.

ولی این به معنی ایستایی و سکون جامعه در این نقطه نیست بلکه به معنی شروع اصلی نقطه بالیدن و پرورش جامعه است که بعد از رسیدن به این نقطه هر کسی باید بر اساس شایستگی اش از نعمات و منابع جامعه بهره مند شود. یعنی حق همزیستی و و احترام به هم باید در یک جامعه به عنوان اصل اساسی پذیرفته شود ولی افراد باید به نسبت بهره وری و ارزش افزوده ای که ایجاد می کنند از منابع سهم ومنفعت ببرند.

متاسفانه ما شاهد افراط و تفریط‌هایی در این زمینه د ر جامعه بشری بوده ایم. چرا که همانگونه که همه افراد جامعه باید در پویندگی و بالندگی آن سهیم باشند همانطور هم افراد نباید تصور کنند که جامعه به دیگران و یا به آنها حق سواستفاده از زحماتشان را می‌دهد. این بدین معناست که اگر که شما بنا بر اصل حقوق بنیادین بشر از حقوق اولیه بشری بر خوردار شوید داستان به همین جا ختم نمی شود و جامعه باید بسترهایی را فراهم کند که همه اقشار جامعه علیرغم رنگ جنس و قومیت و شرایط جسمانی و روحی حق شرکت در پویایی و بالندگی جامعه را داشته باشند و به نسبت مشارکتی که در این امر دارند از منابع سهمی برایشان در نظر گرفته شود.

دریک جامعه شایسته سالار هیچ فردی فراموش و عقب نگه داشته نمی شوند و در ضمن به هیچ فردی اجازه تخطئه و تجاوز به حریم دیگران داده نمی شود. به عبارت دیگر هرکس در جای خودش قرار می گیرد و هیچ کس جای دیگری را اشغال نمی کند.

به امید روزی که با شایسته سالاری و با احترام به حقوق بنیادین بشری جامعه ای در خور زیستن برای خودمان و همه اقشار دیگر اجتماع بنیان نهیم.

با احترام،

هوتن دهبنهء