Posts Tagged ‘ایران سربلند’

My condolences to Iranian Nation

November 28, 2020

Terrorism is condemned in any form. As much as crime in the name of Allah and religious terrorism are condemned. The governmental Terrors are condemned as well. Many people may ask in the same situation what your opinion. I would like to draw your attention to simple fact that Terrorist acts and it’s victims always are in the situation to make a mistake and rebellion with a logical arguments. It is because you are a victim of terror it does not give you this power to become a terrorist. When president Ahmadinejad declared we are opposed the political terrors and we would like to fight with Israeli political forces every one come to criticism of him that he would like to wipe out and do genocide.

Although the same critiques applause United state of America for sanctioning Iranian nation. USA tried to wipe Iranian from map and do any aggression to write another cycle of war and terrorism. I was just wandering if it matters That you use Atomic bomb to kill thousands or kill them silently with the hunger and Economic sanctions.

People who said they are righteous and defend victims when become criminal they loose any appeals to humanity. The political system of Israel kills Palestinians and burn them and their livelihood because Hitler another criminal kills them and burn them and their livelihood. Now what is the Relationship between Jews genocide by Hitler and unarmed Palestinian this is the question and any free human should ask. Based on international law and human rights nobody has the law protection when they committed the crime against humanity or other individuals. Now it is the time to forget our biased and dual judgement and condemned the terrorism in any form.

When you asked me what is my personal reflection to political executions in 60s and at any time in Islamic republic of Iran or if I condemned any terrors against unarmed forces via Iranian regime. I openly states I condemned terrorism in any form and it doesn’t matter who you are.

برنامه های سرگرمی و تفریحی انجمن ایرانیان استرالیای غربی

October 9, 2020

برنامه های انجمن ایرانیان استرالیای غربی
برنامه ای از انجمن ایرانیان استرالیای غربی

بشنو سخن عشق از مدح بلبل عاشق زیبا پرست

October 6, 2020

امروز در حین گشت واگذار روزانه به مقاله ای بس دلنشین برخوردم که مایلم آن را با شما شریک شوم. مقاله در صنع و مدح بلبل حنجره طلایی ایران استاد شجریان می باشد. استاد شجریان سپاس از این داریم که در قلب ما جایی ماندنی بر جا گذاشتید و سر سفره دل ایرانیان چه خوش اطعام مساکین نمودید.

✅خنیا کجا و خاک کجا!……
دیر یا زود محمد رضا شجریان می میرد، چه دوستدارش باشیم چه دشمن اش، او می میرد. اما و هزار اما قله ای که او در آواز فتح کرده است، هرگز دیگر فتح نخواهد شد. روحی که او در سنت شعر فارسی دمیده است همچنان سیلان و غلیان خواهد داشت. او با قله های ادب فارسی زیست و خود در خنیای خسروانی خویش با آنان هم قله شد. سعدی را به بازار عاشقان و حافظ را به محفل رندان و عطار را به شهر شوریدگان و خیام را به مجلس مستان و سنایی را به کوی عارفان و فیض را به صحرای دیوانگان و عراقی را به سرای محنت سرایان و بابا ی عریان را به حلقه ی سوته دلان باز شناساند و هر شاعری را به وقت خویش، اوقات خوش نمود.
شجریان در جمع کمال، شمع اصحاب شد. شعله گرفت و درخشید. آنقدر شعر خواند که شعر شناس شد. آنقدر آواز خواند که نغمه شناس شد. حنجره ی او زخم صد خنجر تاریخ بوده است. ما بی او نمی توانستیم تحولات تلخ این زمانه را تاب آوریم. ما اگر چه با او هم تنهاییم، بی او اما تنهاتر بودیم. ما زیر چتر آوازش سرود «ایران ای سرای امید» سر دادیم. ما با ندای «همراه شو عزیز» او همراه شدیم. ما با «تفنگم را بده تا ره بجویم» او تفنگ به دست گرفتیم، خون عزیزان خود را بر دیوار دیدیم و با این همه در «شیپور صبح روشنایی» دمیدیم. با او هم بود که تفنگ هامان را بر زمین گذاشتیم و ناباورانه و با دستانی جوهرین تنها رأی خود را طلب کردیم. او هم رأی خود را طلب کرد. بماند که با ما و با او چه ها کردند.
و کیست که بگوید شجریان تنها آواز است، حاشا که چنین باشد. او «عارف» میهن و فریاد میهن بوده است.در موسیقی چاووش با انقلاب همراه شد و برای انقلاب خواند. انقلاب را که از مسیر خویش منحرف دید با او فاصله ای سخت انتقادی گرفت. ستم را که مشاهده کرد، بیداد خواند. با اثر و گوشه ی «بیداد» بر عمال بیداد نهیب زد؛
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهر یاران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست
عندلیبان را چه پیش آمد، هزاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند
کس به میدان در نمی آید، سواران را چه شد
این سان وقتی غبار بی سوار شد و سرا بی کس و دشت پرملال و شب بی سپیده، به قاصدک پناه برد. از او کسب خبر کرد که؛
قاصدک هان چه خبر آوردی
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی اما اما
گرد بام و در من بی ثمر می گردی
او آوازی را چاشنی این تصنیف کرده بود و بیتی را از سعدی برگزیده بود که کل تاریخ فقاهت را با آن شماتتی تام می کرد. و بیت این بود؛
جماعتی که نظر را حرام می گویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
پس از او هر بار که فرصتی حاصل می شد از خواندن مرغ سحر این پرنده ی نالان وطن نیز برای ایران و خاک ایران و مردم ایران دریغ نورزید. هر بار بلندتر و رساتر، بی باک تر و خشماگین تر. و مردم هم با او بلندتر و رساتر، بی باک تر و خشماگین تر مرغ سحر خواندند و نالیدند و داغ خود را با او تازه تر کردند.
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
کار از کار که گذشت و جامعه را سرد و زمستانی دید، و سرها را که در گریبان نگریست، و بیداد های «سورت سرمای دی» ماهی را که تا مغز استخوان حس کرد؛ آن گونه خواند سرد، که زمستان. طولی نکشید که خانه ی خود را هم در آتش دید. هر طرف می سوخت این آتش «پرده ها و فرش ها را تارشان با پود.» زبانه های بی رحم این آتش تا عمق جان او و سرزمین او رسیده بود و از او تنها فریادی برمی آمد و دیگر هیچ. آن فریاد اما ستون های هفت اقلیم خدا را درمی نوردید تا چه رسد به بیوت جباران زمانه. شجریان همه ی اینهاست. شعر است و موسیقی است و تاریخ است و تعالی، و معانی و نگاه و نظر. او مجموع این هنرهاست، و بالاترین هنر او مردمی بودن او. آن گونه که بعد از او و به هزار دلیل بعد از او باید به زبان پیر بلخ به او گفت؛
بی تو نه زندگی خوشم، بی تو نه مردگی خوشم
سر ز غم تو چون کشم، بی تو به سر نمی شود
و آن کس که مجموع آن هنرهاست، اگر چه سرانجام خشت و خاک است بالینش، لیکن جاودانی است، در نمی پذردش خاک آن مرد خنیایی خوش لهجه ی خوش آواز را، تن می زندش. که خاک کجا و خنیا کجا!
ادبیات. امرالهی

مهاجرت و بحران هویت

September 17, 2020

t.me/pppgwa/4995

با احترام به معلمان زحمتکش

September 6, 2020

نامه ای ازمحسن رنانی استاد دانشگاه اصفهان

معلم‌های عزیز
سلام
ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم ،
اما همه چیز بدتر شد.

تصادفات رانندگی‌مان بیشتر شد
ضایعات نان‌مان بیشتر شد
آلودگی‌ هوای‌‌مان بیشتر شد
شکاف طبقاتی مان بیشتر شد
پرونده‌های اختلاس در دادگستری‌مان بیشتر شد
تعداد زندانیان‌مان بیشتر شد
و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.

پس دیگر دست از درس دادن صرف بردارید.
آموزش کودکان ما ساده است.
ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم, ما اکنون دچار کمبود مفرط انسانهای توانمند هستیم.

پس لطفا به کودکان ما فقط مهارت های زندگی کردن را یاد بدهید.
به آنها,
گفت‌ و گو کردن را
تخیل را
خلاقیت را
مدارا را
صبر را
گذشت را
دوستی با طبیعت را
داشتن توان عذرخواهی را

دوست داشتن حیوانات را
لذت بردن از برگ درخت را
دویدن و بازی کردن را
شاد بودن را
از موسیقی لذت بردن را
آواز خواندن را
بوییدن گل را
سکوت کردن را
شنیدن و گوش دادن را
اعتماد کردن را
دوست داشتن را
راست گفتن را و
راست بودن را بیاموزید.

باور کنید
اگر بچه‌های ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت
و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود
و ندانند که آیا با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست
هیچ چیزی از خلقت خداوند کم نمی شود

اما اگر آن‌ها زندگی کردن را
و عشق ورزیدن را
و عزت نفس را
و تاب آوری
و عدم پرخاشگری را
تمرین نکنند، زندگی شان خالیِ خالی خواهد بود و بعد برای پر کردن جای این خالی‌ها، خیلی به خودشان و دیگران و طبیعت خسارت خواهند زد.

لطفاً برای بچه‌های ما
شعر بخوانید
به آنها موسیقی بیاموزید
بگذارید با هم آواز بخوانند

اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند
بگذارید وقتی خوابشان می آید بخوابند
و وقتی مغزشان نمی کشد یاد نگیرند.

لطفاً بچگی را از کودکان نگیرید.
اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند
فرصت ایمان آزادنه و آگاهانه را از آنان نگیرید
زبان شان را برای نقد آزاد بگذارید
بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.

اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم،دست کم هوای همدیگر را داشته باشیم

نداشته‌ها و تنگناها و غم‌ها و عقده‌های خود را به کلاس‌ها نبرید.
شما را به خدا در کلاس‌های‌تان خدایی کنید نه ناخدایی.
شاید خدا به شما و ما رحم کند و کودکان مان خوب تربیت شوند

لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران(۲)

September 5, 2020

من در مقاله قبلی به یکی ازچالشهای در مورد مجازات اعدام از لحاظ تعویض قدرت قانونی به افراد در حد توانایی افراد و انتظار به جا از افراد داشتن را کردم.

در این مقاله به موضوع باز پروری و امکان برگرداندن بزهکار به جامعه که از اهداف تعریف شده برای قوه قضاییه در جمهوری اسلامی ایران می باشد می پردازم. باز پروری بزهکار وقتی امکان پذیر است که او وجود فیزیکی داشته باشد و بتواند به زندگی اجتماعی برگردد. وقتی که ماحکم قتل کسی را صادر می نماییم اعدام به صدور حکم قتل عدالت نموده ایم به دلایلی که در ذیل آمده است.

۱. اگر هدف از اعدام تنبه به معنای بازپروری انسان و برگرداندن او به جامعه است اولین مغایرتش عدم توازن قانونی در این حکم است. اگر این مجازات به ازای جان‌های از میان رفته باشد به هیچ وجه دلیل عرفی و شرعی برای از بین رفتن یک جان دیگر حتی جان یک قاتل نمی باشد. چرا که همه می دانند که جانی که از بدن خارج شد نمی توان به بدن برگرداند. در نتیجه با حکم قتل یک قاتل، مقتول(ها) را نمی شود زنده کرد. در صورتی که با بازپروری یک قاتل و بزهکار می توان از او برای جلوگیری بزه مشابه استفاده کرد و با نشان دادن عدل عرفی و شرعی نه تنها یک جان را نجات داد و به جامعه برگرداند بلکه جان‌های زیادی را به تبع آن نجات داد. اینجا لازم به ذکر این مطلب می دانم که من مخالف مجازات و تنبه افراد بزهکارنیستم . ولی تنبه باید هدفمند و موثر باشد نه بر اساس انتقام و احساسات فردی.

۲. چه نتیجه ای از اعدام قاتل برای مقتول و یا خانواده او حاصل می شود. آیا با مجازات اعدام مقتول زنده می شود و آیا هیچ منفعتی برای جامعه و یا خانواده مقتول قابل تصور است جز اینکه از لحاظ احساسی خانواده مقتول و یا بخشی از جامعه با تصور به مجازات رسیدن قاتل ارضا شوند. در صورتی که حق الناس با این مجازات به زیر سوال کشیده می شود چرا که کسی که باعث از بین رفتن جان فرد یا افرادی شده است گرانبهاترین ملک غیر منقول یک نفر یا چند نفر را زائل کرده است و اگر به عنوان مجازات جان او را که ارزشمند ترین دارایی اوست از او‌بگیریم چه قدمی‌ در جهت احیای خسارت وارده در وحله اول انجام داده ایم و آیا جز خراب‌تر کردن اوضاع و رساندن پرونده به نقطه غیرقابل برگشت کاری انجام داده ایم.

۳. آیا با زنده نگه داشتن این فرد و استفاده از او برای جبران خسارت وارده که گرفتن حق حیات و ارزشمند ترین دارایی یک انسان می باشد می توانیم به عدل در مجازات این فرد بزهکار پی ببریم. بله اگر به فرد این فرصت داده شود که به بازپروری و بازسازی خود بپردازد و به جامعه برگردد می توان نه تنها جان یک انسان دیگر (فرد قاتل) را نجات داد بلکه چه بسا جان‌های افراد دیگر را از تباهی و زائل شدن نجات داد.

در مجموع من در این مقاله به تبعات حکم اعدام و نتیجه آن برای خانواده مقتول(ها) پرداختم و سعی کردم به سئوال عدالت در حفظ حق الناس از لحاظ شرعی و عدالت در حکم اعدام از لحاظ عرفی بپردازم.

لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران

September 4, 2020

www.linkedin.com/posts/hootan-dehbonei_لغومجازاتاعدامازقوانینجمهوریاسلامیایران-activity-6707516055939641344-ZTFH

لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران (۱)

August 31, 2020

درمقاله قبلی به لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری ااسلامی ایران پرداخته بودم. مایلم در چند مقاله آینده به این مقوله بپردازم که به نوبه خودم در این مسئله شرکتی داشته باشم.

یکی از دلایلی که اکثر مخالفین از لحاظ عرفی می آورند که من توضیحات شرعی آن را نیز در ذیل می آورم این است که دستگاه قضا همانطور که از اسمش معلوم است برای ایجاد عدالت به معنای تنبه برای آموزش و برگرداندن بزهکار به آغوش جامعه و رفع مشکلات و معضلات جامعه به وجود آمده است و نه بر اساس مجازات به معنای گرفتن انتقام و مقابله به مثل ایجاد شده است.

اعدام مغایر با این اصول مجازاتی است که برای یکبار و غیر قابل برگشت است. اینجا چند نکته موجود است که در هر مقاله یک به یک به آن می پردازم.

اعدام برای مجازات یک مجرم به قاضی این وظیفه خطیر را می دهد که با دانستن این که بسیاری از مجهولات در مورد یک بزه هیچ گاه روشن نمی شود یعنی دانش دنیوی که بر اساس فطرت این دنیا ناقص است و با دانش به اینکه حکم محکومیتی که صادر شد جای هیچگونه برگشت و جبرانی را ندارد و کسی که از دنیا رفت را نمی شود به این دنیا آورد این حکم را به امضا در آورد. بدین معنی وقتی که قاضی حکم اعدام کسی را صادر می کند یک چک سفید امضا را صادر می کند که در هر زمانی وجدانش و دستگاه قضا می تواند آن را به اجرا بگذارد . این مسیولیتی است که فردی که با شمایل انسانی در این دنیا آمده نمی تواند عهده دار شود. چرا که از لحاظ قانونی افراد در حد توان خود اختیارعمل دارند. و این اصل بین المللی قضاوت زیر پا گزاشته می شود که دستگاهی که باید عدالت را اجرا کند به قاضی خود اختیارات فرا قانونی و مغایر با عرف و شرع می دهد.

این بدین معناست که اختیارات قانونی معوضه به افراد باید با توانایی قانونی فرد مطابقت داشته باشد.

ما همه با هم هستیم

August 13, 2020

music.youtube.com/watch

با عرض تشکر از آقای روزبه بمانی و به وجود آورندگان این اثر م‌وسیقی

به نام ایزد منان

من امروز طبق معمول به موسیقی گوش می کردم که به این آهنگ رسید. به خودم گفتم ما تا چه حد با مردم خودمان آشنا هستیم. کسانی که دم از آزادی و آزادگی می زنند آیا اینبار به شناخت کافی از مردم خودشان رسیده اند؟

جواب خود را در فراز بعدی می آورم. ما همه با هم هستیم چه کسانی که فکر می کنند تافته جدا بافته اند و چه کسانی که شبها جلوی خانواده شرمسارند که توانایی آوردن یک لغمه نان حلال برای عزیزانشان را ندارند. چه کسانی که در یک شب مهمانی به اندازه غذای چند ده خانواده خرج می کنند و چه کسانی که اعضای بدن خود را می فروشند تا فقط برای یک دفعه هم شده جلوی خانواده سربلند شوند.

همگی در یک قایقیم و در یک دریای پهناور دستخوش طوفان. سوال این است که آیا ما به این بلوغ فکری رسیده ایم که راهی جز اتحاد و غلبه بر در دریای بیکران و خشمگین نداریم یا به راه خودمان می رویم و با‌ دستان خود قایق را سوراخ کرده و غرق نه تنها در دریای طوفانز‌ده می شویم بلکه در توهمات روشنفکرانه و جان سالم از این مهلکه بیرون نمی بریم.

دوستان هم میهن ایرانیم و مردم عزیز و با فهم و شعور در اکناف گیتی این موسیقی وصف کسانی است که به انتها رسیده اند و مانند تسخیر شده ها و مسحور شده ها جایی برای خودشان در جامعه نمی بینند.

در این ایام که ویروس کرونا همه را به هم نزدیک کرده ویک همدردی مشترک برای درد مشترک به وجود آمده از احسان و کمک به همنوع خود اجتناب نورزید و تا می توانید. دست نیازمندان را بگیرید. چه بسا خودتان به روز نیازمندی منتظر دستگیری دیگران شوید.

تو نیکی کن و در دجله انداز

که ایزد در بیابانت دهد باز

ارادتمند،

هوتن دهبنهآ

برجام و داستان قدیمی تئوری توطئه

August 7, 2020

به نام خدا
من در هفت سال پیش این مقاله را نوشتم . به عقیده من امروز هم این مقاله می تواند مورد استفاده قرار گیرد. لابد می پرسید که در آن زمان برجام چه نفعی برای مملکت داشت که ما بخواهیم وارد مذاکرات دیگری بشویم. اول از همه برای رفتن پیش قاضی طرفین دعوا باید به آن محکمه بروند. اگر برجام هیچ نفعی نداشت حداقل منفعتش دوری از رویایرویی نظامی در منطقه و ایجاد یک درگیری نیابت از سوی قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای که بالقوه توانایی تبدیل به جنگ جهانی سوم را داشت می باشد.
اگر سیاست منطقه ای و جهانی شما با سیاست و جهت گیری دستگاه وزارت خارجه اتان همسو نباشد کوچکترین شانسی برای موفقیت در دنیای امروز ندارید. موفقیت بزرگ برجام همسو کردن این دو جهت گیری بود. به همین دلیل هم حریفان سیاسی به تخریب این روابط کوشا بودند.
ما بعد از انقلاب سیاست یکپارچه و کلی در مسایلی مانند منافع ملی نداشتیم. بحث جدایی سیاست از دین به همین منظور پیش می آید که یا شما باید بر اساس منافع ملی حرکت کنید و یا بر اساس مصالح ایدئولوژیک.
شعار غلط و بسیار منحرف کننده و خطرناک که امام می داد که اقتصاد مال خر است نمونه ای از این گونه تضادها می باشد. من امام را به عنوان یک رهبر و انسان قبول دارم. همانطور که در مکتب او هیچ کس کامل و ایده آل نبود و بشر را جایز الخطا می داست. من این شعار امام را یکی از خطاهای او می دانم.
وقتی که تفاوت این دو روش مخصوصاً در زمانی که با هم تداخل می کنند روشن نباشند همین مسئله پیش می آید که ما شاهدش هستیم. یعنی به هرز رفتن نیرو و صرف هزینه هنگفت برای یک معاهده بسیار موفق.
چه چیزی باعث به وجود آمدن شکست برجام شد. ما تجربه شکست قراردادی شبیه آن را هم در سال ۲۰۰۳ داشتیم که در آن همان سیاست چند دهه اخیر مانع از دست یابی به صلح پایدار از بین رفتن یک فرصت بین المللی شد. در آن زمان اروپایی‌ها خاطی بودند و از قرارداد خارج شدند و در این زمان آمریکایی‌ها. و در طول تاریخ همه مصیبتهای ما از انگلیسی‌ها است و سایر توجیهات که به پشیزی نمی ارزد.
ما باید تکلیف را روشن کنیم که آیا ما می خواهیم هزینه یک سری سیاست اشتباه خودمان را بدهیم یا با قبول سهم خود در شکست به یک بلوغ فکری برسیم که باعث پیروزی مداوم توانمندی دائمی ما می شود. شما برای به دست آوردن هر چیزی باید هزینه ای پرداخت کنید. بدون رنج گنج میسر نمی شود. بنابر این باید بدانیم که بدون اینکه تصور روشنی از هدف نهایی و صورت مسئله داشته باشیم نمی توانیم که به نتیجه مطلوبی برسیم. دلیل موفقیت سیاست انگلیس در طول قرنها تداوم و تکامل آن در قرون متمادی است. شما بعد از حدوداً چهار دهه که تاریخ مصرف حکومت در ایران است می خواهید که حکومت را تغییر بنیادین بدهید. تا حکومتی می آید که نزج اجتماعی بدهد و یک دستگاه سیاسی ایجاد کند باید عوض شود چرا که تداوم یک حکومت باعث ایجاد یک امنیت که لازمه پیشرفت می باشد می شود.
و شما با این تصور باطل که اینها که بروند یک حکومت بهتر ایجاد می شود تمامی منابع جامعه را از بین می برید. بله از ماست که بر ماست. ما اگر خودمان به خودمان رحم نکنیم و منافع خودمان را پاسداری نکنیم هیچ ناجی خارجی نمی آید تا تنبان ما را بالا بکشد.
قرنها به دنبال یک توهم جامعه ایده آل تمامی فرصتهایمان را سوزاندیم در صورتی که در واقعیت هیچ حکومتی ایده آل نیست و حکومتهادرا باید مجبور به اصلاحات کرد. بنابراین اگر ما در سیاستهای خود شکست خورده ایم باید آن را در جهانبینی و نگاه خود به دنیا جستجو کنیم نه در طمع و آز بیگانه.
با عذر از استفاده از این مثل و گرنه تا قیامت خر همان خر است و پالانش فقط عوض می شود.
ما جنگجویان خوبی هستیم ولی باید یاد بگیریم که قهرمانان صلح نیز باشیم و در پناه صلح منطقه ای و جهانی به پیشرفت درازمدت و پایدار برسیم.
ارادتمند،
هوتن دهبنهء

In the Name of God
I would like to draw your attention to history of our religion. Imam Ali and our great prophet are the first people who consider the rule of law and teaching of God in their life. They consider themselves equal with any people in the street. Exactly they are people who lead by setting high bars and best examples. This means any person who would like to follow their custom is equal with any people in the street in front of law. Therefore king and burglar are equal in front of law.
I would like to explain another story of considering the long term benefit of nation by signing the peace deal in the Ohod fight through our great prophet. There are several instances in that our prophet chooses peace instead of confrontation. Any Moslems knows that Imam Ali the righteous was 99% forgiveness and 1% fight.
Hence any leader can choose peace instead of war. Our nation does not scare to fight but we are always a peaceful nation and our symbols are peaceful. Selection between destruction of a regional war and peace is a logical choice base on our law, teaching of God and our custom. This is true that there were a scenically relationship between Iran and west however it does not mean that this relationship should last forever.
In our era everything is interconnected and nations have connection with each other. If our world is dependent on usage of electricity nobody say we use American electricity. Everybody respect Edison for his courage and service to humanity. But using this discovery is a necessity not a luxury.
If anybody abuses one side of the relationship this would show the weak point of that side. You could not shift your responsibility toward your nation and country to other side of this equation. May God bless Iran with peace love and harmony.
Hootan Dehbonei