Posts Tagged ‘جامعه افتخار آمیز بشری’

My Condolences to French nation

October 21, 2020

In the name of God

I find necessary to convey my condolences to French Nation . Another time in the name of God a catastrophic violent crime happened against freedom and equality. I believe it is strange but even after centuries still French Nation defend its revolution’s Mottos which were freedom and brotherhood (equality) . In my previous articles I mentioned the French Nation is the first Western Nation which stood for freedom and equality and still defends it’s ideal by all means.

The person who took this criminal act claimed this act was in the name of Islam and God. I would like to draw your attention in this true story. Mohammad went to mosque from a routine passage by side that passage. There were a home whose occupant was an old Jewish lady. Her sun and husband were killed in the fight with Islamic forces. This lady used to throw rubbish at Prophet Mohammad. This occurrence happened routinely. Till our Prophet went through that passage and that lady haven’t thrown any rubbish to Prophet for a week. Prophet asked about her and recognised that lady got sick. Immediately he went to her and she was surprised. She asked him why he went to her. Our Prophet told her she used to throw rubbish at him and because she didn’t do that as usual. He recognised there were going some thing wrong. Hence he came and asked her what was wrong.

I believe with the comparison of those stories we recognise to some what we follow the Prophet custom and tradition. Based on my knowledge there dose not exist any photos or pictures of Prophet Mohammad.

With respect to all heroes who felt in their blood for serving a precious cause and their believe.

May God bless Humanity by the peace, love and harmony.

Hootan Dehbonei

21/10/2020

لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران(۲)

September 5, 2020

من در مقاله قبلی به یکی ازچالشهای در مورد مجازات اعدام از لحاظ تعویض قدرت قانونی به افراد در حد توانایی افراد و انتظار به جا از افراد داشتن را کردم.

در این مقاله به موضوع باز پروری و امکان برگرداندن بزهکار به جامعه که از اهداف تعریف شده برای قوه قضاییه در جمهوری اسلامی ایران می باشد می پردازم. باز پروری بزهکار وقتی امکان پذیر است که او وجود فیزیکی داشته باشد و بتواند به زندگی اجتماعی برگردد. وقتی که ماحکم قتل کسی را صادر می نماییم اعدام به صدور حکم قتل عدالت نموده ایم به دلایلی که در ذیل آمده است.

۱. اگر هدف از اعدام تنبه به معنای بازپروری انسان و برگرداندن او به جامعه است اولین مغایرتش عدم توازن قانونی در این حکم است. اگر این مجازات به ازای جان‌های از میان رفته باشد به هیچ وجه دلیل عرفی و شرعی برای از بین رفتن یک جان دیگر حتی جان یک قاتل نمی باشد. چرا که همه می دانند که جانی که از بدن خارج شد نمی توان به بدن برگرداند. در نتیجه با حکم قتل یک قاتل، مقتول(ها) را نمی شود زنده کرد. در صورتی که با بازپروری یک قاتل و بزهکار می توان از او برای جلوگیری بزه مشابه استفاده کرد و با نشان دادن عدل عرفی و شرعی نه تنها یک جان را نجات داد و به جامعه برگرداند بلکه جان‌های زیادی را به تبع آن نجات داد. اینجا لازم به ذکر این مطلب می دانم که من مخالف مجازات و تنبه افراد بزهکارنیستم . ولی تنبه باید هدفمند و موثر باشد نه بر اساس انتقام و احساسات فردی.

۲. چه نتیجه ای از اعدام قاتل برای مقتول و یا خانواده او حاصل می شود. آیا با مجازات اعدام مقتول زنده می شود و آیا هیچ منفعتی برای جامعه و یا خانواده مقتول قابل تصور است جز اینکه از لحاظ احساسی خانواده مقتول و یا بخشی از جامعه با تصور به مجازات رسیدن قاتل ارضا شوند. در صورتی که حق الناس با این مجازات به زیر سوال کشیده می شود چرا که کسی که باعث از بین رفتن جان فرد یا افرادی شده است گرانبهاترین ملک غیر منقول یک نفر یا چند نفر را زائل کرده است و اگر به عنوان مجازات جان او را که ارزشمند ترین دارایی اوست از او‌بگیریم چه قدمی‌ در جهت احیای خسارت وارده در وحله اول انجام داده ایم و آیا جز خراب‌تر کردن اوضاع و رساندن پرونده به نقطه غیرقابل برگشت کاری انجام داده ایم.

۳. آیا با زنده نگه داشتن این فرد و استفاده از او برای جبران خسارت وارده که گرفتن حق حیات و ارزشمند ترین دارایی یک انسان می باشد می توانیم به عدل در مجازات این فرد بزهکار پی ببریم. بله اگر به فرد این فرصت داده شود که به بازپروری و بازسازی خود بپردازد و به جامعه برگردد می توان نه تنها جان یک انسان دیگر (فرد قاتل) را نجات داد بلکه چه بسا جان‌های افراد دیگر را از تباهی و زائل شدن نجات داد.

در مجموع من در این مقاله به تبعات حکم اعدام و نتیجه آن برای خانواده مقتول(ها) پرداختم و سعی کردم به سئوال عدالت در حفظ حق الناس از لحاظ شرعی و عدالت در حکم اعدام از لحاظ عرفی بپردازم.

لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران

September 4, 2020

www.linkedin.com/posts/hootan-dehbonei_لغومجازاتاعدامازقوانینجمهوریاسلامیایران-activity-6707516055939641344-ZTFH

لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری اسلامی ایران (۱)

August 31, 2020

درمقاله قبلی به لغو مجازات اعدام از قوانین جمهوری ااسلامی ایران پرداخته بودم. مایلم در چند مقاله آینده به این مقوله بپردازم که به نوبه خودم در این مسئله شرکتی داشته باشم.

یکی از دلایلی که اکثر مخالفین از لحاظ عرفی می آورند که من توضیحات شرعی آن را نیز در ذیل می آورم این است که دستگاه قضا همانطور که از اسمش معلوم است برای ایجاد عدالت به معنای تنبه برای آموزش و برگرداندن بزهکار به آغوش جامعه و رفع مشکلات و معضلات جامعه به وجود آمده است و نه بر اساس مجازات به معنای گرفتن انتقام و مقابله به مثل ایجاد شده است.

اعدام مغایر با این اصول مجازاتی است که برای یکبار و غیر قابل برگشت است. اینجا چند نکته موجود است که در هر مقاله یک به یک به آن می پردازم.

اعدام برای مجازات یک مجرم به قاضی این وظیفه خطیر را می دهد که با دانستن این که بسیاری از مجهولات در مورد یک بزه هیچ گاه روشن نمی شود یعنی دانش دنیوی که بر اساس فطرت این دنیا ناقص است و با دانش به اینکه حکم محکومیتی که صادر شد جای هیچگونه برگشت و جبرانی را ندارد و کسی که از دنیا رفت را نمی شود به این دنیا آورد این حکم را به امضا در آورد. بدین معنی وقتی که قاضی حکم اعدام کسی را صادر می کند یک چک سفید امضا را صادر می کند که در هر زمانی وجدانش و دستگاه قضا می تواند آن را به اجرا بگذارد . این مسیولیتی است که فردی که با شمایل انسانی در این دنیا آمده نمی تواند عهده دار شود. چرا که از لحاظ قانونی افراد در حد توان خود اختیارعمل دارند. و این اصل بین المللی قضاوت زیر پا گزاشته می شود که دستگاهی که باید عدالت را اجرا کند به قاضی خود اختیارات فرا قانونی و مغایر با عرف و شرع می دهد.

این بدین معناست که اختیارات قانونی معوضه به افراد باید با توانایی قانونی فرد مطابقت داشته باشد.

ما همه با هم هستیم

August 13, 2020

music.youtube.com/watch

با عرض تشکر از آقای روزبه بمانی و به وجود آورندگان این اثر م‌وسیقی

به نام ایزد منان

من امروز طبق معمول به موسیقی گوش می کردم که به این آهنگ رسید. به خودم گفتم ما تا چه حد با مردم خودمان آشنا هستیم. کسانی که دم از آزادی و آزادگی می زنند آیا اینبار به شناخت کافی از مردم خودشان رسیده اند؟

جواب خود را در فراز بعدی می آورم. ما همه با هم هستیم چه کسانی که فکر می کنند تافته جدا بافته اند و چه کسانی که شبها جلوی خانواده شرمسارند که توانایی آوردن یک لغمه نان حلال برای عزیزانشان را ندارند. چه کسانی که در یک شب مهمانی به اندازه غذای چند ده خانواده خرج می کنند و چه کسانی که اعضای بدن خود را می فروشند تا فقط برای یک دفعه هم شده جلوی خانواده سربلند شوند.

همگی در یک قایقیم و در یک دریای پهناور دستخوش طوفان. سوال این است که آیا ما به این بلوغ فکری رسیده ایم که راهی جز اتحاد و غلبه بر در دریای بیکران و خشمگین نداریم یا به راه خودمان می رویم و با‌ دستان خود قایق را سوراخ کرده و غرق نه تنها در دریای طوفانز‌ده می شویم بلکه در توهمات روشنفکرانه و جان سالم از این مهلکه بیرون نمی بریم.

دوستان هم میهن ایرانیم و مردم عزیز و با فهم و شعور در اکناف گیتی این موسیقی وصف کسانی است که به انتها رسیده اند و مانند تسخیر شده ها و مسحور شده ها جایی برای خودشان در جامعه نمی بینند.

در این ایام که ویروس کرونا همه را به هم نزدیک کرده ویک همدردی مشترک برای درد مشترک به وجود آمده از احسان و کمک به همنوع خود اجتناب نورزید و تا می توانید. دست نیازمندان را بگیرید. چه بسا خودتان به روز نیازمندی منتظر دستگیری دیگران شوید.

تو نیکی کن و در دجله انداز

که ایزد در بیابانت دهد باز

ارادتمند،

هوتن دهبنهآ

چرا شایسته سالاری

June 4, 2020

من در مقاله قبلی به مقوله شایسته سالاری پرداختم. و اما چرا گزینه شایسته سالاری یکی از بهترین گزینه ها برای جامعه متعالی و رو به رشد است. وقتی که هرکس به تناسب منفعتی که به جامعه می رساند از جامعه منتفع شود این به عنوان بهترین انگیزه برای بهتر شدن و تعالی جامعه می باشد. چرا که افراد به یک میزان و با یک معیار سنجیده می شوند. و ملاک اگر بر بهره وری و منفعتی که به جامعه می رسند باشد این معیار به اندازه کافی قابل انعطاف می باشد که چتر بزرگی را برای میزان و سنجش سهم افراد از منابع را داشته باشد.

به نظر من این راه حل حلقه گم شده میان سوسیالیسم و کاپیتالیسم می باشد که می تواند منجر به ایجاد یک تئوری جدید شود. این بدین معناست که ارزش‌های یک گروه و در این مورد خاص اجتماع با هویت شخصی و فردیت تک تک افراد جامعه در ارتباط قرار می گیرد. بدین معنا که هر کدام از ارزش‌های اصولی و بنیادین جامعه بشری که تاکنون تعریف شده اند به نحوی منطقی با یکدیگر تعریف می شوند و نه جداگانه. و به عبارت دیگر از خوبی‌های هر دو تئوری برخوردار شویم و از نقاط ضعف آنها دوری جوییم.

این به شرطی است که بهره وری در معنای واقعی و به قول بازار ارزش روز سنجیده شود. این امر مانع از اختلافات قومی و جنسی و مذهبی و توانایی جسمی و روحی و غیره می شود. چرا که معیار براساس هیچ گونه سنجش تبعیض برانگیزی بنا ندارد و پایه اش بر اساس منفعت جمعی و نه یک گروه و یا فرد خاص می باشد. در ضمن بهره وری افراد را می توان بر اساس گروهی که به آن تعلق دارند و شرایطی که آن گروه دارد تعیین کرد و نه بر اساس معیار های کلی و بدون دقت. این به این معناست که تعریف بهره وری بسیار جزیی و دقیق است و به صورت قابل انطباق با شرایط هر فرد و گروهی که آن فرد به آن تعلق دارد می باشد.

وقتی که بهره وری به صورت جزیی تعریف شود دیگر هیچ گروهی بر گروه دیگر برتری ندارد چون همگی به میزان توانایی اشان در سازندگی و پویایی جامعه شریک می باشند و یک معیار سنجش نسبی به عنوان اصل شناخته می شود و نه یک معیار مطلق. چرا که هرگاه معیار مطلق بنای کار شود جای تعابیر خاص از آن هم باز می شود و پای تبعیض و فرق و اختلافات باز می شود. در صورتی که اگر میزان سنجش یک اصل نسبی و نه مطلق باشد قابل تسری به تمام امور است و در ضمن دست قانونگذار باز است که با توجه به شرایط زمان و دیگر متغیرها به همراه توانایی‌های حرفه ای خود قوانین را بگزارند و اجرای این قوانین نیز راحت تر است چرا که قوانین براساس واقعیات و نه ایده آلها و شرایط خاص در نظر گرفته شده و چون قانون سیال است و بر اساس متغیرها شکل گرفته شده است توانای پوشش نیازهای گروه بیشتری را دارد.

می‌توان بهره وری را بدون در نظر گرفتن تبعیض‌ها تعریف کرد که شامل تعریف گروهی برای هر گروه خاص و نه یک تعریف کلی برای تمامی گروهها کرد. چرا که گروهها شرایط خاص خودشان را دارند و لزوماً بهره وری یک گروه در آن گروه خاص معنا می پذیرد. چرا که برای سنجش درست شما سیب را با سیب و پرتغال را با پرتغال مقایسه می کنید و سنجش سیب و پرتغال امری عبث و خلط مبحث است. این امر می تواند از بعضاً ناآگاهی و‌ یا تمایل به سواستفاده از مفاهیم باشد.

این به این معنا نیست که جامعه گروه بندی و طبقه بندی شود و افراد حق رفتن به گروه‌های عالی تر و مقامات بالاتر را ندارند. و افراد در هر گروهی که به دنیا آمدند در همان گروه نیز از دنیا خواهند رفت. بلکه به این معناست که هویت فردی و جمعی شخص در رابطه ای مستقیم با منفعت آن شخص از منابع اجتماع دارد و به میزان بهره وری و میزان انتفاعی که به جامعه می رساند می باشد. بر اساس این تعریف افراد توانایی تغییر در وضعیت شخصی خودشان را بر اساس تاثیرات مثبتی که در جامعه می گزارند را دارند. و آنها بر اساس لیاقت فردی و نه بر اساس حق خدادادی که با آن به دنیا می آیند سنجیده می شوند.

من صراحتاً اعلام می دارم که موافق هیچ گونه حقی که براساس تولد باشد نیستم و ارزش افراد را به لیاقت فردی و اکتسابی و انتخابی و نه براساس انتسابی و ژنتیکی می دانم. چه بسا افرادی که با سو استفاده از مقام و موقعیت خود شایستگیهایشان را زیر سوال می برند و چه افرادی که در کوره امتحان لیاقت و شایستگی خود را ثابت کرده و به مانند گلهای زیبا از میان گنداب و مرداب شکوفا می شوند.

سگ اصحاب کهف با مردم بنشست و مردم شد

پسر نوح با بدان بنشست و‌خاندان از کفش برون شد

ارادتمند،

هوتن دهبنهء

با احترام به جامعه استرالیا که جامعه کوچک مهاجر ایرانی را به عنوان میزبان پذیرفت.

May 27, 2020

t.me/perthiranians/661

با احترام و درود،

هوتن دهبنهء

May 13, 2020

www.facebook.com/unicef/videos/2702736283317167/

May 2, 2020

www.facebook.com/unicef/videos/269416774211830/

May 2, 2020

www.facebook.com/unicef/videos/3632065640154374/